???? ?? ????? ???? ?? ?? ????? ???? ????? ????? 2 ??? ?????? ???????? ??? ????? ????? ?????
Wednesday, June 29, 2005
Thursday, September 05, 2002
سلام
چند وقت بود بخاطر گر�تاريهايي كه داشتم اصلا نتونستم سري به وب سايتمون بزنم هرچند شوهرم خيلي ازين موضوع نگران بود وميترسيد من كم كم ازكامپيوتر زده شده باشم ولي چه كنم گر�تاريهام اجازه چنين كاري به من نميداد ،خوب بگذريم امروز ميخواستم يك خبر به شما بدم در واقع شما رو در شاديمون شريك كرده باشم!
امروز اولين سالگرد ازدواجمون بود خيلي خوشهالم هم بخاطر شوهر خوب وماهي كه خدا به من داده وهم به خاطر اينكه Ø§ØØ³Ø§Ø³ ميكنم شوهرم هم از ازدواج با من راضيه !اين بهترين Ø§ØØ³Ø§Ø³ÙŠÙ‡ كه به نظر من آدم تو زندگي مشتركش داره !نظر شما چيه؟
خوب ديگه بايد برم كلي كار دارم كه بايد براي جشن كوچكمون انجام بدم . تا بعد
چند وقت بود بخاطر گر�تاريهايي كه داشتم اصلا نتونستم سري به وب سايتمون بزنم هرچند شوهرم خيلي ازين موضوع نگران بود وميترسيد من كم كم ازكامپيوتر زده شده باشم ولي چه كنم گر�تاريهام اجازه چنين كاري به من نميداد ،خوب بگذريم امروز ميخواستم يك خبر به شما بدم در واقع شما رو در شاديمون شريك كرده باشم!
امروز اولين سالگرد ازدواجمون بود خيلي خوشهالم هم بخاطر شوهر خوب وماهي كه خدا به من داده وهم به خاطر اينكه Ø§ØØ³Ø§Ø³ ميكنم شوهرم هم از ازدواج با من راضيه !اين بهترين Ø§ØØ³Ø§Ø³ÙŠÙ‡ كه به نظر من آدم تو زندگي مشتركش داره !نظر شما چيه؟
خوب ديگه بايد برم كلي كار دارم كه بايد براي جشن كوچكمون انجام بدم . تا بعد
Thursday, August 29, 2002
Tuesday, August 13, 2002
ديروز با خانومم ر�تيم به يكي از مناطق ييلاقي مشهد به اسم اخلمد خيلي خوش گذشت جاي شما خالي مدتها بود كه به خانومم قول داده بودم بريم اخلمد ولي هيچوقت برنامه ها جور نمي شد راستي اگه بخواهيد در مورد اخلمد بيشتر بدونيد اينجا رو كليك كنيد
Friday, August 09, 2002
ديشب يكي از دوستان دوران دانشگاهم اومده بود مشهد (راستي ما Ù†Ú¯Ù�ته بوديم كه مشهدي هستيم) ØØ¯ÙˆØ¯ 5 سال ميشد كه نديده بودمش ØŒ براي همين برنامه هام به هم خورد Ùˆ خانومم بنده خدا كلي معطل من شده بود كه برم خونشون Ùˆ من هم كه چند روزي هست كه تلÙ�Ù† همراهمو Ù�روختم نتوستم بهش خبر بدم خلاصه كلي ØØ§Ù„Ù… گرÙ�ته شده بود اما باز هم مثل هميشه خانومم با برخورد خوبش خيالمو Ø±Ø§ØØª كرد
Wednesday, August 07, 2002
چند روزي بود كه اكانت اينترنتمون تموم شده بود Ùˆ من پول نداشتم كه شارژش بكنم Ùˆ براي همين از شما دوربوديم تو اين مدت اتÙ�اقات زيادي اÙ�تاد كه مهمترينش اين بود كه من به اتÙ�اق خانومم رÙ�تيم خونه من كه Ù�علا دست مستاجر هست Ùˆ بهش Ú¯Ù�تيم كه تا مهر ماه بايد پاشه اين خونه رو من تو دوران مجردي خريده بودم Ùˆ به نظرم خيلي بزرگ ميومد اما اون شب كه با خانومم رÙ�تبم خيلي برام كوچيك به نظر اومد البته خانومم بهم دلگرمي داد Ùˆ همين از بار ناراختيم كم كرد خوب Ù�علا Ø®Ø¯Ø§ØØ§Ù�ظ راستي من هنوز ياد نگرÙ�تم كه Ú†Ù‡ جوري ميشه عكس گذاشت تو وبلاگ اگه ياد گرÙ�تم ØØªÙ…ا يه عكس از خونمون ميذارم تو شبكه
Monday, July 29, 2002
امروز براي ثبت نام در يك Ø§Ù…ØªØØ§Ù† استخدامي رÙ�ته بودم كه اونجا دو Ù†Ù�ر از دوستان دوران دبيرستانم رو ديدم ØŒ چند سالي ميشد كه ازشون خبري نداشتم بعد از كلي ØµØØ¨Øª Ø¨Ø§Ù„Ø§ØØ±Ù‡ موقع برگشت با يكي ازونها رÙ�تيم خونش دقيقا از موقعي كه ازدواج كرده بود من ديگه ازش خبر نداشتم ÙˆØØ§Ù„ا خونه خودش بود ومنتظر تولد يك كوچولو.كلي از اين ور واون ور ØµØØ¨Øª كرديم واينكه روزهاشو Ú†Ù‡ جوري ميگذرونه ،آخه همونطور كه براتون Ú¯Ù�تم من وشوهرم در آستانه رÙ�تن به خونه خودمونيم براي همين من از هر كسي كه ميبينم در مورد اين مساءل سوال ميكنم راستش يك كم دلهره دارم نميدونم بايد چكار كنم يك عده ميگن دوران عقد خوبه وقدر بدون ويك عده ميگن خونه خودآدم يك چيز ديگه است همين ØØ±Ù�ها تا ØØ¯ÙˆØ¯ÙŠ Ø¨Ø§Ø¹Ø« نگرانيم شده البته شايد بهتر باشه بگم دلهره ،دلهره از دوران وزماني كه ميخوام واردش بشم وهيچ شناخت درستي ازش ندارم .به هر ØØ§Ù„ امروز هم اينطوري گذشت روز خوبي برام بود هم بعد از يك مدت طولاني دوستم رو ديدم وهم به Ù†ØÙˆÙŠ Ø¨Ø§ اميدواري هايي كه دوستم در مورد زندگي زير يك سقÙ� Ú¯Ù�ت خيلي اميدوار ودلخوش شدم.خوب ديگه ØÙˆØµÙ„تون سر نره Ù�قط ازتون يك خواهشي دارم دوست دارم اگر شما هم در اين زمينه ها تجربه اي داريد برام بنويسيد Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ ميشم كه نظرات شما رو هم بشنوم . قبلا از لطÙ� شما ممنون Ø®Ø¯Ø§ØØ§Ù�ظ
